زندگينامه عطار نيشابوري

زندگينامه عطار نيشابوري

فريدالدين ابو حامد محمد بن ابوبكر ابراهيم بن اسحاق عطار نيشابوري، يكي از شعرا و عارفان نام آور ايران در اواخر قرن ششم و اويل قرن هفتم هجري قمري است. بنا بر آنچه كه تاريخ نويسان گفته اند بعضي از آنها سال ولادت او را 513 و بعضي سال ولادتش را 537 هجري.ق، مي دانند. او در قريه كدكن يا شادياخ كه در آن زمان از توابع شهر نيشابور بوده به دنيا آمد. از دوران كودكي او اطلاعي در دست نيست جز اينكه پدرش در شهر شادياخ به شغل عطاري كه همان دارو فروشي بود مشغول بوده كه بسيار هم در اين كار ماهر بود و بعد از وفات پدر، فريدالدين كار پدر را ادامه مي دهد و به شغل عطاري مشغول مي شود. او در اين هنگام نيز طبابت مي كرده و اطلاعي در دست نمي باشد كه نزد چه كسي طبابت را فرا گرفته، او به شغل عطاري و طبابت مشغول بوده تا زماني كه آن انقلاب روحي در وي به وجود آمد و در اين مورد داستانهاي مختلفي بيان شده كه معروفترين آن اين است كه:
ادامه نوشته

سالمند كیست ؟

پیری كاهش قوای روانی و جسمی است كه در اثر گذشت زمان روی می دهد.  تعریف پیری  در كشورهای مختلف با توجه به شرایط فرهنگی متفاوت است. در ایران سن پیری  تعریف نشده است ولی اگر شروع دوره پیری را زمان بازنشستگی كامل از خدمت محسوب كنیم طبق قانون تأمین اجتماعی سن پیری برای مردان  60  سالگی و برای زنان 55 سالگی می باشد و طبق قانون استخدام كشوری  سن بازنشستگی برای مردان و زنان 65 سالگی است.


ادامه نوشته

مراسم بزرگداشت


به نام انکه هم شاهد است و هم مشهود  و به یاد یگانه ی شهادت آفرین

یا ایتها النفس المطمئنه  -ارجعی الی ربک راضیة مرضیة -فادخلی فی عبادی-وادخلی جنتی  سوره فجر27 - 30

الا  ای  که   با   یاد   پروردگار                 رسیدی  به  آرامشی  و  قرار

بیا این زمان سوی یزدان خویش              به  سوی خدا گام بگذار پیش

که  هستی تو خشنود از  کبریا              زتو  نیز  راضی است یکتا  خدا

کنون  در  صف  بندگانم   درآی            به باغ بهشتم تو  می کن سرای

سر شهدا را عاشقان و محبان حسین (ع) می دانند آنانکه به همراه کاروان حسینی از مکه به کربلا سفر کرده اند همچون علی اکبر ، فرزند جوان حسین (ع) که در مسیر راه به همه ی جوانان پیام داد : " آنگاه که در راه حق باشیم ، ما را از مرگ باکی نیست " .

وحسین (ع) این چنین اعلام کرد :  " انی لا اری الموت الا السعاده ولا الحیاه مع الظالمین الا کبریا "

"مرگ را جز سعاد ت نمی بینم وزندگی با ستمکاران را جزخواری نمی دانم " .


همان گونه که امروز نیازمندی بشر به اخلاق و معنویت اسلامی روزافزون است قشرجوان هم به حاکمیت روح اخلاق  و معنویت اسلامی به شدت نیازمند است واین نیازمندی ، دائمی و همیشگی است .

بسی مایه فضیلت است که یاد شهدا را زنده بداریم  تا فانوس روشن چراغ راه تبار عاشقان و نوید بخش بشارتی نو باشد.

با امید به اینکه فضای معنوی که مد نظر امام و اولیای معزز دین مبین اسلام بوده است به  تدریج در همه ی جوامع اسلامی ،  حاکم گردد و  تحکیم و تقویت یابد.

روز ملی فناوری هسته ای

 

 

 

ادامه نوشته

به مناسبت هفته سلامت

سلامتی بزرگترین نعمتی است که در اختیار بشر قرار دارد زیرا بدون آن بهره بردن از سایر نعمت ها امکان پذیر نیست.سلامت انسان همانند سایر نعمات خداوندی با تلاش وکوشش در اختیار شخص قرار می گیرد.کسی که بخواهد جسمی سالم وروحی شاداب داشته باشد باید با برنامه ریزی مشخص ، پیروی از قواعد سلامت وپی گیری همه جانبه به این هدف خود نائل شود.

انسان موجودی است پیچیده وعوامل زیادی بر روح وجسم وی تأثیر می گذارند.شناخت تمام این عوامل همیشه امکان پذیر نیست اما به هرحال می توان با هوش ودرایت وبا بهره بردن از تجربه های خود ودیگران میزان سلامتی را به حداکثر رساند وروزهائی شاد وشب هائی راحت را سپری نمود .

برای داشتن جسم وروانی سالم یادآوری نکات زیر بی فایده نیست:

ادامه نوشته

وقتي دنيا بر عكس بشه

آموزش نماز برای کودکان

.:. بسم الله الرحمن الرحیم .:.






تکبير گفتن
ابتدا دستها را تا نزديک گوش بالا مي بريم و مي گوييم :الله أكبر





قيام



پس از تکبير گفتن سوره ي حمد و بعد از آن يک سوره ي ديگر از قرآن ، مثلا"سوره ي اخلاص را مي خوانيم.
ادامه نوشته

♥  مرغ سحر  ♥

بسم الله الرحمن الرحیم



♥  مرغ سحر  



♥  خروس پر طلایی  ♥

بسم الله الرحمن الرحیم



♥  خروس پر طلایی  



♥  عبادت گنجشک  ♥

بسم الله الرحمن الرحیم



♥  عبادت گنجشك   
 

تاتی تاتی تا بزرگی!








تاتی تاتی تا بزرگی!




انسان از دیدگاه اسلام موجودی در حال رشد است که در دوران زندگی خود از مراحل و دوره های مختلف و البتّه مشخصی عبور می کند.

قرآن کریم می فرماید: «اوست خدایی که شما را از خاک بیافرید و سپس از قطره ی آبی (نطفه) و آنگاه از خون بسته (علقه)،

پس شما را از رحم مادر طفلی بیرون آورد تا آنکه به سنّ رشد و کمال برسید و باز پیر و سالخورده شوید و برخی از شما پیش از سن پیری وفات کنید و

همه به اجل معیّن خود؛ مگر قدرت خدا را تعقل کنید.»
سوره ی مبارکه ی غافر- آیه ی 67.

در این آیه ی شریفه به طور روشن 2 دوره ی قبل و بعد از تولد بیان شده است که در ذیل به شرح خواهد آمد:

«همانا آدمی را از گل خالص آفریدیم. پس آنگاه او را نطفه گردانیده در جای استوار قرار دادیم،

آنگاه نطفه را علقه و علقه را مضغه و باز آن مضغه را استخوان گردانیدیم. سپس بر استخوانها گوشت پوشانیدیم. از آن پس او را به صورت خلقی دیگر به وجود آوردیم

(دمیدن روح مجرّد) آفرین بر قدرت کامل بهترین آفریننده»
سوره ی مبارکه ی مؤمنون- آیات 12 تا 14.

بنابراین مراحل رشد قبل از تولد به ترتیب عبارتند از:

نطفه ،علقه، مضغه، استخوان ، پوشانیدن گوشت بر آن و نهایتاً ایجاد آفرینشی دیگر (روح).

1- نطفه چکیده و خلاصه ای از اجزای زمین (خاک) است که با آب آمیخته شده است و رحم که جایگاه آن می باشد نیز قرارگاهی امن است زیرا رحم در واقع محفوظ ترین

جای بدن مادر است که از هر طرف کاملاً محافظت می شود.

2- علقه: علقه درلغت معانی گوناگونی از جمله زالو دارد و نیز با توجه به ریشه ی لغت به معنای تعلّق و وابستگی است در این مرحله هر دو معنا می تواند به کار رود

زیرا جنین در این مرحله نوعی وابستگی و تعلق به دیواره ی رحم دارد و مانند زالو از خونِ مادر تغذیه می کند.

3- مضغه: جنین در این مرحله به صورت پاره گوشتی در می آید و هنوز نظام معیّنی به خود نگرفته است.

4- استخوان و گوشت: به تعبیر قرآن در این مرحله جنین از حالت یک پاره گوشت خارج می شود و به صورت بافت های جداگانه ای در می آید که از آن جمله پیدایش

بافت استخوانی است و سپس بر این استخوان، گوشت پوشانیده می شود.

5- روح: در این مرحله که قرآن از آن به ایجاد آفرینش دیگر تعبیر می کند روح و روان انسان در بدن پدید می آید.

در قرآن دوران زندگی انسان بعد از تولد به سه دوره ی مشخّص کودکی، بلوغ و پیری تقسیم شده است.

تاثير لقمه حرام وقلب كودك ما




لقمه حرام و قلب کودک ما




فرزندان ما برای مان از ارزش فوق العاده ای برخوردارند و هر کاری برای آنها انجام می دهیم تا به بهترین نحو تربیت شوند و بهترین زندگی را داشته باشند .

اما به نظر می آید که یک عامل بسیار مهم در نگاه برخی از والدین مظلوم شناخته شده و آن طور که باید نسبت به آن توجه ویژه نمی شود.

اسلام نوع شیر را در کیفیت پرورش کودک مؤثر می داند .

از این رو توصیه می کند که در موقع انتخاب همسر که مادر آینده فرزندتان خواهد بود ،

زن عاقل و زیبا و خوش اخلاق و سالم و نیرومند را انتخاب کنید تا فرزندانی زیبا و نیرومند و هوشمند و خوش اخلاق داشته باشید .

و ثانیاً تأکید می کند که تا حد امکان کودک از شیر مادر تغذیه شود و ثالثاً می گوید اگر ناچار شدید برای فرزندتان دایه بگیرید دقت کنید عاقل و زیبا

و خوش اخلاق و سالم باشد ، چون شیر به هر حال ، در کیفیت پرورش کودک تأثیر دارد .

علاوه بر آثار تغذیه بعد از تولد می توان به تاثیرات آن در دوران بارداری و حتی پیش از بارداری نیز اشاره نمود .

و نه تنها باید به تغذیه کودک دقت نمود بلکه نوع تغذیه پدر ومادر نیز در این امر دخیل است .

چنانچه زمان ارتباط پدر ومادر و تولید مثل نیز می تواند در چگونگی احوال فرزند به وجود آمده تاثیر گذار باشد .

از این رو اسلام تاکید دارد که هنگام شیر دادن به نوزاد، مادر با آرامش و به دور از اضطراب و استرس و در شرایط مناسب قرار گیرد.

امروزه ثابت شده که هورمون های حاصل از استرس در بدن مادر می تواند بر محتوای شیر مادر تاثیر گذار باشد .

بنابراین بهتر است که در هنگام شیر دادن، موارد زیر رعایت شود:

حضرت علی علیه‏السلام فرمود: «دقت کنید که چه کسی فرزندان شما را شیر می‏دهد زیرا کودک با همین وضع پرورش می‏یابد.» 1

1) مادر رو به قبله باشد. 2) در مکان غصبی نباشد. 3) با طهارت و وضو باشد تا فرزند سعادتمند دنیا و آخرت قرار گیرد.

شیخ مرتضی انصاری دزفولی، صاحب کتاب‏های «رسائل» و «مکاسب» که جزء درس‏های حوزه‏های علمیه می‏باشند،

از علما و مراجع برجسته‏ی شیعه بود و مادرش دانشمند و اهل زهد و تقوی بود. روزی به مادرش گفتند: فرزندت به درجه‏ی عالی از

علم و تقوی رسیده است. مادرش در پاسخ گفت: من در انتظار آن بودم که فرزندم ترقّی بیشتری داشته باشد زیرا من به او شیر ندادم مگر آنکه

با وضو بودم و حتی در شب‏های سرد زمستان، بدون وضو او را شیر ندادم.

4) زبانش مدام در حال ذکر و تلاوت قرآن و دعا باشد و از سخن‏چینی و غیبت به طور جدّی پرهیز و دوری کند.

5) شیر مادر باید از راه پاک و حلال باشد و هر لقمه‏ای را نخورد . به طور مثال، اسب، حیوان باهوشی است.

این حیوان هنگامی که در حالت گرسنگی در چراگاه رها می‏شود یا علوفه‏های سبز و تازه جلوی او گذاشته می‏شود، اول آنها را بو می‏کند،

اگر سالم، بی‏ضرر و بی‏خطر بود و دارای سمّ نبود آنها را می‏خورد و گرنه هرگز فریب ظاهر غذا را نمی‏خورد و این عمل برای هر لقمه‏ای تکرار می‏شود.

لذا رسالت پدران در این زمینه سنگین است و زن و فرزند امانت الهی هستند که باید به سلامت روحی و معنوی آنان توجه جدّی شود و پدران دقت کنند

که در قیامت، از کسانی نباشند که به عنوان خیانت در امانت معرفی شده و در عذاب الهی گرفتار آیند.

پدران باید در کسب حلال دقت کنند و از مال حرام یا مخلوط به حرام پرهیز کنند و برای پاک نمودن اموال‏شان، یک روز را به عنوان «سال خمسی» تعیین نمایند.
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد
مادران هرگز به شوهران خود اجازه ندهند که لقمه‏ی حرام وارد زندگی‏شان شود زیرا لقمه‏ی حرام، سبب انحراف انسان از مسیر رسیدن به خداوند می‏گردد.

از همین‏رو، حضرت امام حسین علیه‏السلام در کربلا فرمود:

«زینب جان! علت اینکه دشمنان حرف‏هایم را نمی‏پذیرند آن است که شکم‏هایشان پر از حرام شده است.»

از این کلام نورانی معلوم می‏شود که خوردن حرام، انسان را تا سر حدّ کشتن اولیاء الله پیش می‏برد. بنابراین مواظب لقمه‏های خود و فرزندان خود باشیم.

امام باقر علیه السلام فرمود : برای شیر دادن فرزندتان از زنان پاکیزه ( با دایم الوضو ) استفاده کنید ، زیرا شیر سرایت دهنده است .2

قرآن کریم نیز سفارش نموده :ای کسانی که ایمان آورده‏اید از رزق و روزی پاک و حلال بخورید. بقره ، 168 .

اگر لقمه، حلال و پاکیزه باشد، ثمره و نتیجه‏اش لطافت قلب و تقویت آثار روحانی، معنوی و الهی است ولی اگر لقمه‏ی انسان از حرام باشد،

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


نتیجه و ثمره‏اش قساوت قلب و میل و گرایش به دنیا، شهوات، امور پست و شیطانی و محرومیت از معنویات و سعادت اخروی خواهد بود.

شعرمذهبي

راه انبیاء

ای بچه‌ها، ای بچه‌ها
ای همه از گل بهترا
دست خدا با همه تون
با فریاد و همهمه تون
شعارتون امیده
پایان شب سپیده
راه خدا، راه ماست
راه خوب انبیاست
ما زیر ظلم نمی‌رویم
تن به ستم نمی‌دیم

ادامه نوشته

من بچه شیعه هستم

به نام خدا


من بچه شیعه هستم

خدارا میپرستم
خدای پاک و دانا
مهربان و توانا

پیامبرم محمد
که با او قران امد
دین را به ما رسانده
اومارا شیعه خوانده

دختر او زهرا بود
فاطمه ی کبرا بود
فدای دین شدجانش
لعنت به دشمنانش

در روز عید غدیر
برما علی شد امیر
امیر مومنین هست
امام اولین است

امام دوم ما
بخشنده بود و تنها
نام ایشان حسن بود
صبور و خوش سخن بود

حسین که شاه دین است
امام سومین است
شهید کربلا شد
تربت او شفا شد
وقتی که اب میخورم
بر او سلام میکنم

چارم امام سجاد
به ما دعا هایاد داد
هریک از ان دعا ها
پر معنی هست و زیبا

پنجم امام باقر
که علم از او شد ظاهر
شاگردها تربیت کرد
اسلام را تقویت کرد

ششم امام جعفر
برای شیعه رهبر
صادق و راستگو بود
خدا هم یار او بود

هفتم امام کاظم
صبور بود و عالم
اگرچه در زندان بود
معلم جهان بود

امام هشتم ما
امام رضای والا
امید شیعیان است
چقدر مهربان است

نهم امام جواد
رحمت حق بر او باد
کریم و بخشنده بود
ماه درخشنده بود

دهم امام نقی
پاکدل و متقی
هادی راه دین بود
یاور مومنین بود

یازدهم عسکری
از همه عیبها بری
درخانه بود زندانی
شهید شد در جوانی

یازده امام معصوم
شهید شدند چه مظلوم
ولی به امر خدا
امام آخر ما
از چشم مردم بد
غایب شد و نیامد
هزرا و چندین ساله
شیعه در انتظاره
بالاخره یه روزی
میشه وقت پیروزی
مهدی ظهور میکنه
دشمن رو دور میکنه
جهان میشه پر از گل
نرگس و یاس و سنبل
ما بچه های شیعه
دعا کنیم همیشه
دعا کنیم همیشه
دعا کنیم همیشه
باهم بگیم خدایا بیار امام ما را



بچه های خوبم دعا یادتون نره

دیدگاههای تربیتی و رفتاری پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع)

جلوه های رفتاری پیامبر(ص) با کودکان





زندگی در خانه پیامبر



هنگامی که مادر حضرت علی علیه السلام نوزاد را خدمت پیامبر آورد با علاقه شدید آن حضرت نسبت به کودک روبرو شد.

پیامبر از وی خواست که گهواره حضرت علی را در کنار رختخواب او قرار دهد از این جهت، زندگانی امام از روزهای نخست با لطف خاص پیامبر توام شد.

نه تنها پیامبر گهواره حضرت علی را در موقع خواب حرکت می داد، بلکه در مواقعی از روز بدن او را می شست وشیر در کام او می ریخت،

ودر موقع بیداری با او با کمال ملاطفت سخن می گفت.گاهی او را به سینه می فشرد ومی گفت:

این کودک برادر من است ودر آینده ولی ویاور ووصی وهمسر دختر من خواهد بود.

به سبب علاقه ای که به حضرت علی داشت هیچ گاه از او جدا نمی شد وهر موقع از مکه برای عبادت به خارج شهر می رفت حضرت علی علیه السلام را

همچون برادر کوچک یا فرزند دلبندی همراه خود می برد. (1)

هدف از این مراقبتها این بود که دومین ضلع مثلث شخصیت حضرت علی علیه السلام، که همان تربیت است، به وسیله او شکل گیرد وهیچ کس جز پیامبر

در این شکل گیری مؤثر نباشد.

ادامه نوشته

امام حسين علیه السلام و تربيت فرزند

حادثه كربلا از منظر تربيت فرزندان


حادثه كربلا، جاودانه‏ترين رويدادى است كه زمانه در بستر خودمانند آنرا نديده است. حادثه‏اى كه آثارش در حصار مرزهاى اسلامى‏محدود نگشته و

خورشيد فروزانش همه گيتى را تا ابد درخشان‏گردانيد. همه كسانى كه پيرامون اين حادثه به تامل نشسته‏اند،به فراخور شناخت‏خويش از آن درس گرفته،

مبارزان درس مبارزه،آزادگان درس آزادگى، شهادت طلبان درس شهادت و مصلحان اجتماعى‏درس اصلاح گرفته‏اند.

اين واقعه بى‏نظير زواياى بى‏انتهايى دارد كه تنها اندكى ازآنها شناخته شده و زواياى ناشناخته‏اش بسى بيش از شناخته شده‏است.

بى‏گمان با گسترش دانش بشرى در حوزه علوم انسانى، اميد كشف‏آنها دور از انتظار نيست،

از جمله زواياى اين واقعه عظيم تامل‏از منظر روانشناسى و تربيت است. نگارنده معتقد است هدف سيره وسنت ائمه اطهار عليهم السلام قبل از هر چيز،

هدايت و تربيت است،زيرا آنان بزرگترين مربيان بشريت‏اند و بايد تفسير تربيتى ازحوادث زندگى آنان ارائه شود.

ذكر اين نكته مفيد است كه، گوناگونى شرايط زمانى ائمه اطهارعليهم السلام باعث گشته تا آنان با وجود آرمان مشترك، در عرصه‏دعوت و

تربيت‏شيوه‏هاى گوناگون داشته باشند. در ميان امامان‏شيعه، امام حسين(ع)شرايط ويژه خود را داشت. بنابراين ضمن آنكه‏همه زندگى و سيره حضرت

سرمشقى كامل، از حيات طيبه، براى‏پيروانش است‏سيره تربيتى آن حضرت در حادثه كربلا هم براى‏كسانى‏كه زندگيشان به شرايط زمانى آن حضرت

شباهت‏بيشترى دارد ومى‏خواهند حسينى باشند، اهميت‏بيشترى دارد.



توجه به نيازهاى فرزندان

موجودات عالم براى ادامه حيات نيازهايى دارند كه بدون برآوردن آنها ادامه حيات نا ممكن و يا همراه با سختى است اين‏احتياج در غير انسان به نيازهاى مادى و

جسمانى محدود است؛ امادر انسان نياز امور مادى، روانى و معنوى فراوانى را شامل مى‏شودكه تنها در سايه رفع نياز از همه امور به رشد كامل جسمانى

وروانى مى‏رسد. توجه به نيازهاى گوناگون از نكات مهم تربيتى است،نيازهايى كه در قالبهاى زيستى، عاطفى، روانى و معنوى جلوه‏گرمى‏شود.

در واقعه كربلا نيز با وجود همه مسايل و شيوه‏اى كه امام‏حسين(ع)در پيش روى خود داشته، از توجه به نيازهاى مادى و معنوى‏فرزندان و همراهان خود غافل نماند.

ادامه نوشته

" سیره امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام ) در تربیت فرزند"

« سیره امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام ) در تربیت فرزند  »






چکیده مقاله :

هدف این مقاله بررسی سیره تربیتی امام علی (علیه السلام) در تربیت فرزندان بزرگوارشان هست . در این مقاله از چهار مبحث‏سخن به میان آمده است .


در مبحث اول ‏ابتداء به اهمیت تربیت فرزندان از دیدگاه امام‏علی(ع) اشاره‏گردیده ، سپس به ضرورت تسریع در آن پرداخته شده و آنگاه به هدف‏نهایی از تربیت فرزند که همانا مطیع شدن آنها برای خداوند است‏اشاره شده است .


در مبحث دوم ابعادگوناگون تربیت انسان و انواع آن‏مورد بحث قرار گرفت و از تربیت دینی، اخلاقی، اجتماعی و جسمانی‏سخن به میان آمده است و دیدگاههای آن حضرت (ع) درباره هر یک بیان گردیده است .


در مبحث‏سوم شیوه‏های تربیتی در سیره و کلام امام‏علی(ع)مورد بررسی ‏قرار گرفته و به چهار شیوه آن حضرت(ع) از جمله شیوه محبت، شیوه‏احترام به شخصیت فرزند، شیوه تشویق و تنبیه و شیوه الگویی ‏اشاره گردیده و برای هریک نمونه‏هایی از سیره عملی آن حضرت بیان‏ شده است .


در مبحث چهارم از عوامل تربیت‏سخن به میان آمده و این‏عوامل به دو دسته، عوامل وراثتی و محیطی تقسیم شده که در بخش‏محیطی از عوامل مهم خانواده، عامل دوستان، عامل گروهها وتشکلها، عامل قشر خاص علماء و دانشمندان و عامل همسایگان یادشده است. از بررسی سیره و دیدگاههای تربیتی امام علی(ع)به‏مقداری که در این مقاله آمده نتایج زیر قابل ارائه است:

ادامه نوشته

بررسى تربيت كودك در روايات اسلامى

اشاره

موضوع تربيت فرزند، از ديرباز جزو موضوعات اساسى و بنيادى اسلام بوده است. در دنياى امروز با توسعه و رشد مهارناپذير تكنولوژى و پيشرفت‏هاى چشمگير آن، و نيز در عصر رويكرد دوباره بشر به مسئله دين و تربيت الهى موضوع تربيت فرزند، هم‏چنان چشم‌گير مى‏نمايد.
امروز حتى خانواده‏هاى غربى نيز به خوبى دريافته‏اند كه بازى‏هاى رايانه‏اى، سايت‏هاى سرگرمى، چت‏هاى اينترنتى، تلويزيون، سينما، و ... نيازهاى روحى فرزندشان را تأمين نمى‏كند و بنيان خانواده را اكسيرى جز تربيت صحيح فرزند، استوار نخواهد نمود. نوشتار حاضر بر آن ‏است كه نگاهى كوتاه به تربيت دينى كودك در روايات اسلامى بيندازد.

بايد توجه داشت نوازش‏هاى بدون حد و حصر و توجيه ‏نشده و خارج از حد اعتدال، اثرات سوئى را بر روان كودك بر جاى مى‏گذارد؛
پُر توقعى، زودرنجى، ضعف در برابر مشكلات، نااميدى، عقده حقارت، سرخوردگى از اجتماع و بسيارى فشارهاى روانى ديگر، زاييده ارتباطات مهرآميز افراطى با كودك است.
ادامه نوشته

♥ دویدم و دویدم♥

شعر وضو

با دست راستم می شویم صورت           خیلی با دقت -خیلی با دقت


با دست چپم رو دست راستم             می ریزم ابو اب تمیزو


با دست راستم رو دست چپم             می ریزم آب و آب تمیزو


با دست راستم مسح سرم را              می کشم قشنگ -می کشم قشنگ


با دست راستم رو پای راستم              با دست چپم رو پای چپم
               


                مسح می کشم من خیلی با دقت

                 مسح می کشم من خیلی با دقت


برای خدا با شکرخدا                   الحمد لله و قربه الی الله
ادامه نوشته

داستان بخت بیدار

داستان بخت بیدار
روزی روزگاری نه در زمان های دور، در همین حوالی مردی زندگی می كرد كه همیشه از زندگی خود گله مند بود و ادعا میكرد "بخت با من یار نیست" و تا وقتی بخت من خواب است زندگی من بهبود نمی یابد.
پیر خردمندی وی را پند داد تا برای بیدار كردن بخت خود به فلان كشور نزد جادوگری توانا برود.
او رفت و رفت تا در جنگلی سرسبز به گرگی رسید. گرگ پرسید: "ای مرد كجا می روی؟"
مرد جواب داد: "می روم نزد جادوگر تا برایم بختم را بیدار كند، زیرا او جادوگری بس تواناست!"
گرگ گفت : "میشود از او بپرسی كه چرا من هر روز گرفتار سر دردهای وحشتناك می شوم؟"
مرد قبول كرد و به راه خود ادامه داد.
او رفت و رفت تا به مزرعه ای وسیع رسید كه دهقانانی بسیار در آن سخت كار می كردند.
یكی از كشاورزها جلو آمد و گفت : "ای مرد كجا می روی ؟"
مرد جواب داد: "می روم نزد جادوگر تا برایم بختم را بیدار كند، زیرا او جادوگری بس تواناست!"
كشاورز گفت : "می شود از او بپرسی كه چرا پدرم وصیت كرده است من این زمین را از دست ندهم زیرا ثروتی بسیار در انتظارم خواهد بود، در صورتی كه در این زمین هیچ گیاهی رشد نمیكند و حاصل زحمات من بعد از پنج سال سرخوردگی و بدهكاری است ؟"
مرد قبول كرد و به راه خود ادامه داد.
او رفت و رفت تا به شهری رسید كه مردم آن همگی در هیئت نظامیان بودند و گویا همیشه آماده برای جنگ.
شاه آن شهر او را خواست و پرسید : "ای مرد به كجا می روی ؟"
مرد جواب داد: "می روم نزد جادوگر تا برایم بختم را بیدار كند، زیرا او جادوگری بس تواناست!"
شاه گفت : " آیا می شود از او بپرسی كه چرا من همیشه در وحشت دشمنان بسر می برم و ترس از دست دادن تاج و تختم را دارم، با ثروت بسیار و سربازان شجاع تاكنون در هیچ جنگی پیروز نگردیده ام ؟"
مرد قبول كرد و به راه خود ادامه داد.
پس از راهپیمایی بسیار بالاخره جادوگری را كه در پی اش راه ها پیموده بود را یافت و ماجراهای سفر را برایش تعریف كرد.
جادوگر بر چهره مرد مدتی نگریست سپس رازها را با وی در میان گذاشت و گفت : "از امروز بخت تو بیدار شده است برو و از آن لذت ببر!"
و مرد با بختی بیدار باز گشت...
به شاه شهر نظامیان گفت : "تو رازی داری كه وحشت برملا شدنش آزارت می دهد، با مردم خود یك رنگ نبوده ای، در هیچ جنگی شركت نمی كنی، از جنگیدن هیچ نمی دانی، زیرا تو یك زن هستی و چون مردم تو زنان را به پادشاهی نمی شناسند، ترس از دست دادن قدرت تو را می آزارد.
و اما چاره كار تو ازدواج است، تو باید با مردی ازدواج كنی تا تو را غمخوار باشد و همراز، مردی كه در جنگ ها فرماندهی كند و بر دشمنانت بدون احساس ترس بتازد."
شاه اندیشید و سپس گفت : "حالا كه تو راز مرا و نیاز مرا دانستی با من ازدواج كن تا با هم كشوری آباد بسازیم."
مرد خنده ای كرد و گفت : "بخت من تازه بیدار شده است، نمی توانم خود را اسیر تو نمایم، من باید بروم و بخت خود را بیازمایم، می خواهم ببینم چه چیز برایم جفت و جور كرده است!"
و رفت...
به دهقان گفت : "وصیت پدرت درست بوده است، شما باید در زیر زمین بدنبال ثروت باشی نه بر روی آن، در زیر این زمین گنجی نهفته است، كه با وجود آن نه تنها تو كه خاندانت تا هفت پشت ثروتمند خواهند زیست."
كشاورز گفت: "پس اگر چنین است تو را هم از این گنج نصیبی است، بیا باهم شریك شویم كه نصف این گنج از آن تو می باشد."
مرد خنده ای كرد و گفت : "بخت من تازه بیدار شده است، نمی توانم خود را اسیر گنج نمایم، من باید بروم و بخت خود را بیازمایم، می خواهم ببینم چه چیز برایم جفت و جور كرده است!"
و رفت...
سپس به گرگ رسید و تمام ماجرا را برایش تعریف كرد و سپس گفت: "سردردهای تو از یكنواختی خوراك است اگر بتوانی مغز یك انسان كودن و تهی مغز را بخوری دیگر سر درد نخواهی داشت!"
شما اگر جای گرگ بودید چكار می كردید ؟
بله. درست است! گرگ هم همان كاری را كرد كه شاید شما هم می كردید، مرد بیدار بخت قصه ی ما را به جرم غفلت از بخت بیدارش درید و مغز او را خورد.

دهقان و ارباب

دهقان و ارباب
دهقان پیر با ناله می‌‌گفت:
ارباب! آخر درد من یکی دوتا نیست، با وجود این همه بدبختی، نمی‌‌دانم دیگر خدا چرا با من لج کرده و چشم تنها دخترم را چپ آفریده است؟! دخترم همه چیز را دوتا می‌بیند!
ارباب پرخاش کرد که: بدبخت! چهل سال است نان مرا زهرمار می‌‌کنی! مگر کور هستی، نمی‌بینی که چشم دختر من هم چپ است؟!
دهقان گفت: چرا ارباب می‌بینم اما چیزی که هست، دختر شما همه‌ی این خوشبختی‌‌ها را "دو تا" می‌بیند ... ولی دختر من، این همه بدبختی را ...

 


یکی بود یکی نبود

یک مرد بود که تنها بود. یک زن بود که او هم تنها بود . زن به آب رودخانه نگاه می کرد و غمگین بود . مرد به آسمان نگاه می کرد و غمگین بود.
خدا عم آنها را می دید و غمگین بود .
خدا گفت :
شما را دوست دارم پس همدیگر را دوست بدارید و با هم مهربان باشید .

مرد سرش را پایین آورد؛ مرد به آب رودخانه نگاه کرد و در آب زن را دید . زن به آب رودخانه نگاه می کرد، مرد را دید .
خدا به آنها مهربانی بخشید و آنها خوشحال شدند . خدا خوشحال شد و از آسمان باران بارید .
مرد دستهایش را بالای سر زن گرفت تا زیر باران خیس نشود . زن خندید .
خدا به مرد گفت :
به دستهای تو قدرت می دهم تا خانه ای بسازی و هر دو در آن آسوده زندگی کنید .
مرد زیر باران خیس شده بود . زن دستهایش را بالای سر مرد گرفت . مرد خندید .
خدا به زن گفت :
به دستهای تو همه ی زیبایی ها را می بخشم تا خانه ای را که او می سازد، زیبا کنی .
مرد خانه ای ساخت و زن خانه را گرم و زیبا کرد . آنها خوشحال بودند .
خدا خوشحال بود .
یک روز زن ، پرنده ای را دید که به جوجه هایش غذا می داد . دستهایش را به سوی آسمان بلند کرد تا پرنده میان دستهایش بنشیند . اما پرنده نیامد . پرواز کرد و رفت و دستهای زن رو به آسمان ماند . مرد او را دید . کنارش نشست و دستهایش را به سوی آسمان بلند کرد .
خدا دستهای آنها را دید که از مهربانی لبریز بودند . فرشته ها در گوش هم پچ پچی کردند و خندیدند .
خدا خندید و زمین سبز شد .
خدا گفت :

ادامه نوشته

پيرمرد و دختر

فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی .
پیرمرد از دختر پرسید :
- غمگینی؟
- نه .
- مطمئنی ؟
- نه .
- چرا گریه می کنی ؟
- دوستام منو دوست ندارن .
- چرا ؟
- جون قشنگ نیستم .
- قبلا اینو به تو گفتن ؟
- نه .
- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم .
- راست می گی ؟
- از ته قلبم آره
دخترک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید ؛ شاد شاد.
چند دقیقه بعد پیر مرد اشک هاش را پاک کرد ؛ کیفش را باز کرد ؛ عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت !!!

داستان شیطان چه مى كند؟

گویند در زمان دانیال نبى یك روز مردى پیش او آمد و گفت : اى دانیال امان از دست شیطان ، دانیال پرسید: مگر شیطان چه كرده ؟ مرد گفت : هیچى ، از یك طرف شما انبیاء و اولیاء به ما درس دین و اخلاق مى دهید و از طرف دیگر شیطان نمى گذارد رفتار ما درست باشد، كار خوب بكنیم و از بدیها دورى نماییم . دانیال پرسید: چطور نمى گذارد؟ آیا لشكر مى كشد و با شما جنگ مى كند و شما را مجبور مى كند كه كار بد كنید. مرد گفت : نه ، این طور كه نه ، ولى دایم ما را وسوسه مى كند، كارهاى بد را در نظر ما جلوه مى دهد. شب و روز، ما را فریب مى دهد و نمى گذارد دیندار و درست كردار باشیم .

دانیال گفت :
ادامه نوشته

قواعد دنیای کودکان

قواعد دنیای کودکان

1-     فرزند ما وقتی به دنیا می آید ، با ذخایر بسیاری به دنیا می آید . اما ، ما  آن چه را که به خاطر ارزش های خودمان کسب کرده ایم ، به بچه تحمیل می کنیم . اگر این کار را نکنیم ، خودش دنیا را کشف خواهد کرد .

2-     ما وقتی به دنیا می آییم ، دوربینی هستیم با دریچه خیلی باز . در طول یادگیری هایمان ، این دریچه تنگ تر و تنگ تر می شود .

3-     حرف زدن بچه ، به معنای شروع فکر بچه نیست . توضیحات ، وارد مغز بچه دو ، سه ساله نمی شود . این که بگوییم " قند نخور و گرنه دندان هایت خراب می شود " ، وارد مغزش نمی شود . توضیحات برای یچه های بالای 4 سال کاربرد دارد .

4-     بچه ها رفتار ما را باور می کنند . اگر دلت می خواهد بچه ات نقاشی کند ، نگو که نقاشی کن . خودت بنشین و نقاشی کن .

5-     خیلی مهم است که به بچه هایمان ، اتکا به نفس بدهیم . مثلا بگوییم " تو خوشگلی ، قدت بلند است ، خوب راه می روی و .. " فقط به بچه ها نگوییم که بنشینند و درس بخوانند . به جای نهی کردن ها ، از آنها سوال کنیم " که آیا می توانند فلان کار را بکنند یا نه " .

6-     بچه ها ، هر کاری که می کنند ، ما معمولا ایرادی از آن می گیریم . وقتی هم که تشویقی می کنیم ، سریع پس می گیریم . " چه نقاشی خوبی کشیدی ، چرا همیشه این جوری نمی کشی ؟"

7-     ( با امر و نهی ها و خوب و بد کردن های ما  ) ، این حس ( به بچه ) دست می دهد که آن ها درست اند و من نادرستم . .. ( پس ) من باید دیپلم بگیرم که خوب شوم ، ولی وقتی دیپلم هم می گیرم ، خوب نمی شوم . دکترا هم که می گیرم ، خوب نمی شوم . آن احساسی را که باید با خودمان در صلح باشیم ، نداریم .

8-     خیلی چیزها را می شود از بچه یاد گرفت ، ولی خیلی مهم است که بچه ، احساس هم پایه بودن با تو را نداشته باشد . در فامیل هرم قدرتی هست که نباید شکسته شود ، وگرنه رشد بچه دچار مشکل می شود .

9-     چیزی که در بچه ها فوق العاده است ، فضولیشان است ، کنجکاویشان . مطالب را از دریچه های مختلف می بینند ، سوال هایی می پرسند بنیادی و از قراردادهای اجتماعی نمی ترسند .

10-      بچه های خوشحال خلاقیت خیلی زیادی دارند .

11-    از بچه ها یاد گیریم که زندگی ، این قدرها هم وحشتناک نیست . یاد گیریم که آدم ، می تواند غمگین باشد ، ولی از غمش بگذرد ، نه اینکه آن را به عنوان یک حرفه این طرف و آن طرف بکشد .

12-  بچه ها پایشان روی شانه های ماست . اگر بلرزیم ، آنها هم می لرزند . اگر خودتان خوشحال نباشید ، اگر خودتان به خودتان احترام نگذارید ، نمی توانید بچه تان را خوشحال کنید و احترام گذاشتن به خودش را یادش دهید .

13-  باعث افتخار بچه تان باشید ، چون بخشی از ارزش های شما را ، با خودش می برد .

منبع : مجله موفقیت ، شماره 165 سال 88 – تلخیصی از مصاحبه با دکتر محمد ولی سهامی فوق تخصص روان شناسی اطفال

داستان مداد

پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت .
بالاخره پرسید :
- ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟
پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت :
- درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم .
می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی .
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید .

- اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام .
- بستگی داره چطور به آن نگاه کنی . در این مداد 5 خاصیت است که اگر به دستشان بیاوری ، تا آخر عمرت با آرامش زندگی می کنی .
صفت اول :
می توانی کارهای بزرگ کنی اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند .
اسم این دست خداست .
او همیشه باید تو را در مسیر ارده اش حرکت دهد .
صفت دوم :
گاهی باید از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی . این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار ، نوکش تیزتر می شود .
پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی .
صفت سوم :
مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنیم .
بدان که تصیح یک کار خطا ، کار بدی نیست . در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری مهم است.
صفت چهارم :
چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است .
پس همیشه مراقبت درونت باش چه خبر است .
صفت پنجم :
همیشه اثری از خود به جا می گذارد .
بدان هر کار در زندگی ات می کنی ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کاری می کنی هوشیار باشی و بدانی چه می کنی .

آموزش الفباي ايمان

 

شكوفاسازى فطرت دينى


پدر و مادر وظيفه‏شناس بايد فرزند خود را از دوران كودكى، با خداى بزرگ آشنا كنند و با زبانى ساده و در خور فهم كودك به او درس ايمان بدهند.
.
مرحوم فلسفى در اين باره مى‏گويد:
.
لازم است، مربى از دوران كودكى حس مسئوليت طفل را در پيشگاه پروردگار بيدار سازد، به زبان ساده به او بفهماند كه خداوند، تو را در همه حال مى‏بيند و از كارهاى بد و خوب تو آگاه است و چيزى از خداوند پنهان نيست.
..
در كارهاى خوب، به تو پاداش مى‏دهد و در بدى‏ها، مجازات مى‏كند. بايد دانست كه كودك، پيش از اينكه عقلش به شكوفايى برسد و قادر به درك مطالب علمى باشد، فطرت توحيدى و عواطف اخلاقى در ضمير او فعليت دارد و براى پذيرش تربيت، آماده است.
.
لازم است، پدر و مادر به ارزش اين فرصت مهم توجه كنند و از بيدارى فطرت ايمانى و احساسات كودك، بيشترين استفاده را ببرند و ايمان به خدا و سجاياى اخلاقى را در او پرورش دهند.

ادامه نوشته

آموزش تيمم براي كودكان

.:. بسم الله الرحمن الرحیم .:.

کف دو دست را با هم به چيزي که تيمم بر آن صحيح است(خاک، ريگ،کلوخ، سنگ، اگر پاک باشند) مي زنيم.

ادامه نوشته

آموزش وضو براي كودكان

.:. بسم الله الرحمن الرحیم .:.

ابتدا صورت را از بالا، يعني جايي که محل روييدن مو است، تا پايين چانه مي شوييم.

 

ادامه نوشته

ماجرای امید بخش ترین آیه قرآن

در داستان جالبى از امیر المومنین حضرت على(علیه السلام ) به این مضمون نقل شده است كه روزى رو به سوى مردم كرد و فرمود: به نظر شما امید بخش ترین آیه قرآن كدام آیه است ؟ بعضى گفتند آیه "ان الله لا یغفر ان یشرك به و یغفر ما دون ذلك لمن یشاء"(خداوند هرگز شرك را نمى بخشد و پائین تر از آن را براى هر كس كه بخواهد مى بخشد) سوره نساء آیه 48
امام فرمود: خوب است ، ولى آنچه من میخواهم نیست ، بعضى گفتند آیه "و من یعمل سوء او یظلم نفسه ثم یستغفرالله یجد الله غفورا رحیما" (هر كس عمل زشتى انجام دهد یا بر خویشتن ستم كند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحیم خواهد یافت) سوره نساء آیه 110
امام فرمود خوبست ولى آنچه را مى خواهم نیست .
ادامه نوشته